Loading...



  • somayye
    somayye
    سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 - 03:24

    نمایش و اهمیت نقاشی درکودکان عقب ماندهی ذهنی (398 بازدید)

    نمایش و اهمیت نقاشی درکودکان عقب ماندهی ذهنی :
    نقاشی ازموضوعاتی است که توجه بسیاری از روانشناسان و کسانی را که به نحوی با کودکان سروکار دارند به خود جلب کرده است. نفوذ در ابعاد وجودی کودک ازطریق نقاشی چند صباحی است که توسط متخصصان انجام می گیرد
    .
    کودک در یک نقاشی شخصیت خود را معرفی می کند و درواقع تمام وجود خویش را به روی صفحهی سفید کاغذ می کشاند و به زبان نقاشی می گوید که (من این هستم) این جمله را افرادی که اهل فن هستند به خوبی خواهند فهمید که منظور از «من» و «هستم» دراین نقاشیهای کودکانه چیست؟
    عاطفه، تخیل، رشد ذهنی، رشد جسمی، اجتماعی و رفتاری کودک و هرآنچه که خواسته باشیم از او بدست آوریم می توانیم درنقاشی هایش جستجو کنیم
    .
    نقاشی برای کودک شرایطی را فراهم می سازد تا بتواند ابراز وجود کند تا آنچه در دل دارد ابراز کند و خواسته ها و آرزوهای خود را بیان کند. باترسیم، کودک احساس هویت و موجودیت خود را به دیگران نشان می دهد و بدین وسیله درمحیط پیرامون خود کاوش کرده و من کودکانه اش را مطرح می سازد
    .
    نقاشی نوعی ارتباط روحی است که کودک می تواند با دیگران برقرار کند. بدین ترتیب ازنقاشی های کودک به روحیه، تمایلات وشخصیت او پی می برند و این آشنایی ها درهدایت وی موثر می باشد. کودک درهنگام کشیدن نقاشی افکار خود را با حرکات، نگاه قهر و آشتی، بازی و جنجال سروصدا و سکوت، انزوا و پرخاشگری بیان می کند. نقاشی می تواند برای کودکان عقب ماندهی ذهنی مفید باشد
    .
    ازلحاظ بالینی بهترین روش تشخیص عقب ماندگی ذهنی درکودکان، توجه به نقاشی آنها می باشد. نقاشی ازنظر بالینی ابزارمهمی برای شناسایی رشد عاطفی این کودکان است. نقاشی درشناخت قوه ی خلاقه، مطالعه رفتار بیان افکار و خواسته ها و تمایلات کودک اهمیت فراوان دارد
    .
    رنگ آمیزی و نقاشی منزلهی بهترین ابزار جهت ابراز علائق و عواطف کودک می باشد. کودکان عقب ماندهی ذهنی می توانند احساسات و عواطف، تنفرات و یا علائق خود را درنقاشی نشان دهند. ازنقاشی می توان برای شناخت بهتر این کودکان نیز استفاده کرد. ازطریق نقاشی این کودکان می توانند حرفهایی را که نمی توانند بزبان بیاورند، با قلم و کاغذ بیان کنند
    .
    روانشناسان ازسالیان گذشته براین باور بوده اند که نقاشی کودک فرآورده ای ورای جنبه های شناختی و ادراکی ـ حرکتی است و احساس ها و عواطف نیز درآفرینش آن دخالت دارند. برای مثال، اندازه و موقعیت فضایی محتوای نقاشی تحت تأثیر احساسات و عواطف کودک قرار دارد
    .


    درکنار اندازه و موقعیت فضایی، رنگ آمیزی و ترجیح رنگ از احساسات کودکان و عواطف آنها تأثیر می پذیرد. کودکان در رنگ آمیزی موضوعاتی نظیر آدم، سگ و درخت تفاوت قائل می شوند. کودکان آدم و سگ را جاندار پنداشته و در رنگ آمیزی آنها رنگهای مورد علاقهی خود را برای آدمها و رنگهای کمتر مورد علاقهی خود را برای سگ و رنگهایی با کمترین میزان علاقه را برای درخت بکار می برند
    .
    ازسوی دیگر کودکان رنگهای مورد علاقه را برای آدمهایی که خوب نشان داده شده اند، استفاده می کنند و رنگهای کمتر مورد علاقه را برای نقاشی های که فکر می کنند موضوع آنها بد هستند بکار می برند
    .
    همچنین کودکان رنگهای تیره (مانند مشکی و قهوه ای) را که کمترین میزان علاقه برخوردار بوده اند را برای موضوعات منفی استفاده می کردند. بنابراین می توان گفت که کودکان درنشان دادن احساسات منفی و عواطف خود از رنگهای تیره استفاده می کنند. این موضوع در تحلیل بالینی نقاشی کودکان اهمیت بسیار دارد
    .
    احتمالاً دلیل انتخاب رنگهای تیره برای جنبه های منفی احساسات زیر تأثیر تلقین های فرهنگی، رسانه ها و رنگ آمیزی کتاب هاست. همچنین نقاشی بسیار سودمند است. اسکیف وهیوت دلایل عمدهی ارجاع کودکان به نقاشی گروهی را به شرح زیر بیان می کند
    :
    ۱
    ـ فرصت بودن درکنار یک گروه نزدیک با فرهنگ کودک باعث تجربهی رشد هیجانی می شود. بویژه کسانیکه تجربه های خوبی درخانواده و یا درکلاس درس نداشته اند
    .
    ۲
    ـ کودکانی که نسبت به بودن درکنار بزرگسالان رغبت نشان نمی دهند، می توانند پس خوراند بیشتری ازهمسالان دریافت کنند
    .
    ۳
    ـ کودکانی که می ترسند احساسات خصمانهی آنها قابل قبول باشد، درگروه نسبت به موقعیت های دونفری جایگاه بهتری خواهند داشت. (اسکیف وهیوت,
    ۱۹۹۸)
    رنگ انگشتی
    سایت من